به دنبال یک جلسه مشاوره رایگان هستید؟



شبکه های اجتماعی

Something is wrong.
Instagram token error.
Load More

دسترسی سریع

تبلیغات

واژگان تکمیلی زبان کنکور کدام اند؟

واژگان تکمیلی زبان کنکور کدام اند؟

 

واژگان تکمیلی زبان کنکور کدام اند؟

واژگان تکمیلی زبان کنکور کدام اند؟

لغات پرتکرار زبان در کنکور

کتاب لغات زبان کنکور

لغات کنکور زبان انگلیسی خارج از محدوده کتاب

دانلود واژگان تکمیلی زبان

 

 

در این پست واژگان تکمیلی زبان که در کنکور آورده شده است ولی در کتب درسی موجود نیست را آوردم.

که بخونید تا هیچ کلمه ای نمونه که بلد نباشه. ولی حواستون باشه اگر هنوز به لغات کتاب درسی مسلط نیستید فعلا سراغ این کلمات نرید.

در پایین این پست فایل پی دی اف هم آپلود کردم می تونید دانلود کنید.

 

Syn : oddesy

۲٫content محتوا

۳٫pure خالص-تمیز-پاک-کامل

۴٫dust گرد و غبار – خاک

۵٫salt نمک

۶٫wave موج

۷٫supply تهیه کردن-موجودی

۸٫tropical استوایی

۹٫boiling جوشنده- خشمناک

۱۰٫above بالا

۱۱٫reliable قابل اعتماد

Syn : trustworthy

۱۲٫category دسته-مقوله

۱۳٫attach وصل کردن – وصل شدن

۱۴٫impression تاثیر

۱۵٫admire تحسین کردن

*admirable تحسین برانگیز

۱۶٫surrounding دوربر – محیط

۱۷٫target هدف

Syn : goal – aim –end

۹۸٫accent لهجه – فوکس کردن

۱۹٫effort سعی و تلاش

۲۰٫policy راهبرد

۲۱٫limit محدود کردن

۲۲٫middle وسط

۲۳٫solid جامد-محکم

۲۴٫ache درد

Headache : سردرد

Stomacheache دل درد

۲۵٫bleed خون آمدن

۲۶٫offence اهانت

۲۷٫acquire بدست آوردن

Syn : achieve – gain

۸۸٫confine محدود کردن

*solitary confinement زندان انفرادی

۲۹٫appoint معین کردن

۳۰٫desire خواهش – آرزو-شهوت

۳۱٫cancer خرچنگ-سرطان

۳۲٫patient صبور

۳۳٫opportunity فرصت- شانس-مجال

۳۴٫suitcase چمدان

۳۵٫offensive هین کننده-)حرف یا عمل(اهانت آمین

۳۶٫involvement مشارکت-درگیری

۳۷٫conclude نتیجه گرفتن

۳۸٫attack حمله کردن

۳۹٫attend حضور یافتن

۴۰٫explicit روشن و بی پرده – واضح-بدون سانسور

Syn: clear-open-conspiquous – noticeable

۴۱٫furniture اسباب و اساسیه

۴۲٫method متد-روش

۴۳٫advancement پیشرفت

*in advance قبلش-قبلا- قبل از زمانی در آینده

If you’re going to come, please let me know in advance

۴۴٫dissolve حل شدن در مایع

۴۵٫essay

۳۰٫primarily ابتدایی – مقدماتی

۴۷٫attribute … نسبت – نسبت دادن-ویژگی-احترام گذاشتن توسط اجرای یک مراسم یا

۴۸٫volcano آتشفشان

۴۹٫daughter دختر

۵۰٫republic جمهوری

۵۱٫set up نصب کردن – بر پا کردن

۵۲٫notice اعلامیه – متوجه شدن

۵۳٫arrange ترتیب و نظم دادن

۵۴٫set sb free کسی را آزاد کردن

۵۵٫slip سر خوردن

۵۶٫sharply به طور ناگهانی و سریع و زیادی

۵۷٫ladder نردبان

۵۸٫implicit مبهم

Opposite : explicit

Syn : ambiguous

۵۹٫wonder تعجب-تعجب می کنم – نمی دانم –برایم عجیب است

I wonder you were speaking english fluently while your appearance is like

arab people

۰۷٫requirement احتیاج

۶۱٫treat رفتار کردن

۶۲٫melt ذوب شدن

۶۳٫pronounce تلفظ کردن

۶۴٫due بدهی – قرار است … باشد

۶۵٫composition ترکیب – نوشتن

۶۶٫equally به طور مساوی – یکنواخت

۶۷٫revelution انقلاب

۶۸٫fault اشتباه – تقصیر

It was my fault ( that ) he fell off the tree

۶۹٫bakery نانوایی

۷۰٫gather جمع شدن – جمع کردن

۷۱٫intentionally عمدا – قصدی

Syn : deliberately

 بخش دوم واژگان تکمیلی زبان

کلمات خارج از کتاب که در سطح کلمات کتاب هستند و برای کنکور کاملا ضروری اند

۱٫forever تا ابد – ابدی

۲٫kick لگد زدن

۳٫abroad قید به معنای خارج کشور

۴٫facilities امکانات

۵٫violence خشونت

۶٫violent خشن-شدید-خشونت طلب

۷٫atrewards بعد از آن – بعدها

He was taken to the hospiyal and died afterwards

۸٫tail دم – انتها

۹٫cope with : deal with

۹۷٫gentle – خوش رفتار – نجیب – ملایم

۱۱٫grateful سپاسگزار

Syn : thankful

۱۲٫smooth صاف – لطیف-آرام

۱۳٫rough ناهموار-زبر-خشن-تقریبا

۱۴٫witness شاهد

۱۵٫brilliant باهوش-روشن

۱۶٫blame کسی را مقصر دانستن

Blame+ sth + on + sb

۱۷٫abuse اذیت کردن

۱۸٫critic سخت گیر – منتقد

۱۹٫critical انتقاد-حیاتی و ضروری

۲۰٫appreciate ارزش کسی یا چیزی را دانستن – تشکر کردن

۲۱٫enormous : huge-massive – very big

۲۲٫mad دیوانه

۲۳٫heaven بهشت

Hell : جهنم

۲۴٫pleasure لذت

۲۵٫pleasant خوب – مطبوع

۲۶٫pretend وانمود کردن

۲۷٫satisfy ارضا کردن

۲۸٫tight محکم – تنگ

۲۹٫spilt جدا کردن

۳۰٫for the sake of … به خاطر

۳۱٫favorite مورد علاقه

۳۲٫oppose مخالف کردن

۳۳٫statistic آمار

۳۴٫proof دلیل و سند و مدرک

۳۵٫initial مقدماتی – اولیه

۳۶٫anxiety اضطراب-نگرانی-عصبانیت

۳۷٫evil شر

۳۸٫bitter تلخ

Sweet شیرین

۳۹٫assist کمک کردن

۴۰٫deserve لایق بودن – حق چیزی را داشتن

۴۱٫severe شدید – سخت – ناخوشایند

۴۲٫retire بازنشست شدن

۴۳٫gradually : slowly

۳۳٫convince قانع کردن

Syn : persuade

  1. conviction محکومیت – عقیده

۴۶٫adequate : enough

۴۷٫dare جرئت کردن – جرئت داشتن

۴۸٫disaster فاجعه – شکست – سانحه

۴۹٫decline : decrease

۵۰٫crew انبوهی از …-مردم انبوه

۵۱٫extend وسعت دادن – تمدید کردن

۵۲٫fee شهریه

۵۳٫approve قبول کردن – تحسین کردن

۵۴٫native مادری-بومی

۵۵٫neighborhood محله

۵۶٫neighbor همسایه

۵۷٫complain گله کردن-شکایت کردن

۵۸٫pride غرور در معنای مثبت

۵۹٫substance ماده

۶۰٫defeat شکست دادن

۶۱٫talent استعداد

۶۲٫hunt شکایت کردن

۶۳٫mere فقط-یکتا

۶۴٫maintain ادامه پیدا کردن-ادامه دادن-حفظ کردن

۶۵٫explosion انفجار

۶۶٫valuable با ارزش

Syn : worthwhile

۶۷٫opponent مخالف

۶۸٫ambition همت

۶۹٫crop محصول

۷۰٫conduct رهبری کردن

Syn : lead

۷۱٫disappinted نا امید

۷۲٫so called = so named به اصطلاح

His so called wife killed him

۷۳٫remain باقی ماندن

۷۴٫preserve حفظ و نگهداری کردن

۷۵٫regret پشیمان شدن

۷۶٫remote دور

۷۷٫ultimate دور – نهایی-اصلی

۷۸٫suspect مشکوک شدن به کسی

۷۹٫resolve راه حل پیدا کردن

۸۰٫profit سود – منفعت

۸۱٫attempt تلاش کردن

۸۲٫characteristic شخصیت

۸۳٫advantagte فایده-مزیت

۸۴٫evidence مدرکی که چیزی را اثبات می کند

۸۵٫collect جمع آوری کردن

۸۶٫vote رای دادن

۸۷٫property ثروت-ملک

۸۸٫patient بیمار

۸۹٫invest سرمایه گذاری کردن

۹۰٫intend to do sth قصد انجام کاری داشتن

۹۱٫reveal آشکار کردن

۹۲٫worth ارزش

۹۳٫eventually نهایتا

۹۴٫responsibility مسئولیت

۹۵٫criminal جنایتکار

۹۶٫suggestion پیشنهاد

۹۷٫demand طلب کردن

۹۸٫obvious آشکار

۹۹٫owner صاحب

۱۰۰٫institute موسسه

۱۰۱٫stock سهام

۱۰۲٫origin اصل

۱۰۳٫citizen شهروند

۱۰۴٫debate بحث کردن

۱۰۵٫relief آرامش-رهایی-خلاص شدن از دست چیزی

۱۰۶٫capable توانا

Be capable of sth/doing sth

۹۷۰٫respond پاسخ

۱۰۸٫weapon اسلحه

۱۰۹٫legal قانونی

۱۱۰٫confirm تایید کردن

۱۱۱٫diet رژیم غذایی

۱۱۲٫defend دفاع کردن

۱۱۳٫district = area

۱۱۴٫absolute کامل

۱۱۵٫obtain = achieve

۱۱۶٫tendency گرایش

۱۱۷٫recommend پیشنهاد دادن

۱۱۸٫judgement قضاوت

۱۱۹٫victim قربانی

۱۲۰٫significant = important

۱۲۱٫faith ایمان

Have faith in ایمان داشتن به

۱۲۲٫warn هشدار دادن

۱۲۳٫minister وزیر

۱۲۴٫impose اجبار کردن

۱۲۵٫spiecies گونه – گونه ها

۱۲۶٫propose پیشنهاد کردن – خواستگاری کردن

۱۲۷٫fundamental = basic

۱۲۸٫announce اعلان کردن

۱۲۹٫meanwhile در ضمن – در این فاصله – در همین حال

۱۳۰٫occupy اشغال کردن

۱۳۱٫step قدم-گام-پله

۱۳۲٫distribute پخش کردن

۱۳۳٫prosprct = possibility

۱۳۴٫settle ساکن شدن

۱۳۵٫illustrate توضیح دادن-به تصویر کشیدن

۱۳۶٫victory پیروزی

۱۳۷٫principal قانون

۱۳۸٫treaty قرارداد

۱۳۹٫figure شکل – شخص – عدد

۱۴۰٫guilty مقصر

۱۴۱٫accurate دقیق

۱۴۲٫afford استطاعت داشتن برای خرید چیزی__

 

موفق باشید

گروه مشاوره ای مهندس محجوبه عظیمی

برای دریافت اولین جلسه مشاوره ای رایگان خود اینجا کلیک کنید.

اطلاعات دانلود

نظرات شما



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین نوشته‌های سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید. برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.

تمامی حقوق برای {your site} محفوظ می باشد.

طراحی و اجرا : اِدو وب